|
زندگی به من آموخت عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست
|
خیلی تنهام
ولی اینم خودش عالمی داره
در آنجا صد هزار افسانه میدیدمو هر افسانه را صدها هزار بار می خواندم!!!
قلب من گواهی داد که او تنهاست،که او هم چون تو تنهاست از این رو قلب پاکم که تنها هستیم
بود برایش هدیه آوردم
ولی افسوس که تو تنهای تنها هم نبودی
فکر میکردم تو بودی قصه ی پرواز دل تنگم و چون من کولی صحرا نبودی
فکر میکردم!!!
از سوی کوی تو برگشتم
تو گفتی برو، برو به ماه روی دیگری رو کن، برو با شاه روی دیگری خو کن
ولی افسوس ای زیبا رو ندانستی که من با هوریان آسمان هم خو نمیگیرم
دلم تنها غریبان بی کس را دوست میدارد . اگر روزی ، روزگاری بیکس و بی آشنا گشتی ،
شکسته خاطر و افسرده و دل شگسته گشتی به سوی دشت ما برگرد برایت باز می خوانم سرود
آشنایی را ور از دل میبرم افسانه تلخ جدایی را
.................................................................
هزارتا نقطه چین برای اینکه شاید روزی برگردی
چشم انتظارتم .........................................
آی آدما گوش بکنید وصیت من
آی شمایی که میگیرید به دوشتون جنازه ی من
دستای منو از توی تابوت بیرون بذارید
تا که بدونند هیچی از این دنیا نبردم
خالیین این دستای من
تو رو خدا موهای منو شونه نکشید
تا که بدونند دست نوازش نکشیدند روی سر من
اگه کسی سراغمو ازتون گرفت
تورو خدا نذارید بره آخه اونه قاتل من
بگید چشاش به در بود
نیومدی سراغش
بگید به یاد تو بود
نیومدی سراغش
بگید که تک پرت بود
نیومدی سراغش
بگید که عاشقت مرد
دیگه نیاد سراغش
سلام دوستان
![]()
نماز،روزه هاتون قبول.میشه تو
این روزا، تو این شبا منم دعا کنید؟![]()
![]()
یه موقع شیطون وسوستون نکنه؟![]()
![]()
![]()
عزیزای من
مریضا یادمون نرن،
یادمون نره وقتی افطار
میکنیم، سر نمازیم ازش بخوایم
همه ی مریضارو شفا بده، خلاصه
دعا زیاده پس همدیگرو از یاد
نبریم![]()
![]()
التماس دعا![]()
این را در آخرین نگاه نکرده ات به من قول دادی
با چه می توان عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام بوسه؟ با کدام لب؟
در کدام لحظه؟ در کدام شب؟
مینویسم" دی دار "
تو اگر با من و دل تنگ منی
یک به یک فاصله ها را بردار
اما گاه به ستاره ها نگاه کن که شب را میشکنند
بی تو شب من بی ستاره است
آفتاب را بنگر که غول تاریکی از برابرش می گریزد
بی تو روز من آفتابی ندارد
بی تو دنیای من از چمن خالیست
پس بازگرد
ای ستاره درخشان شبهای تاریکم، ای آفتاب روزهای روشنم، ای امید روزها تنهاییم
برگرد که
من تو را چشم در راهم
کجا به دنبالت بگردم ای خوابزاده ی من؟
چگونه به دنبالت بگردم دلیل همیشگی خوابهای رنگین من؟
چشمانم یارای بر هم آمدن نیست
پلکهایم را توان معاشقه نیست
وقتی تو نیستی
باز هم شبی بی تو را به ابتدا رسیدم
و باز تا سحر سالها پیش رو دارم
کاش معنای سالهای بی خوابی را میفهمیدی!!!!!!!!!!!!!!!
شب سرد است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا به غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم است به دل
غم من لیک غمی غمناک است

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمیگیرد
تو همانی که پشت ستاره ی حلبی قلبی از جنس طلا داری
و من همانی هستم که قلب شیشه ایم اسیر این قلب طلاست
آن را به من بسپار
تا حالا شده خون گریه کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برا من خیلی عجیب من خیلی گریه کردم ولی تا حالا این جوریشو ندیدم شما چی شما تا حالا خون گریه کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنهایی خیلی سخته!!!
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش هممون تو این سال جدید بتونیم بهتر از قبل و مهربان تر از همیشه زندگی رو شروع کنیم هنوز هم دیر نیست برای دوباره ساختن و از نو شروع کردن.
موفق باشید
قصه گو قصه بگو از من و از سروده هام
خط خطی باز بنویس از همه نوسته هام
قصه گو قصه ی من آخرش تنهایی بود
اون همه قول قرار آخرش جدایی بود
قصه گو شهر دلم بی صدا ویرونه شده
طفلکی عشق من بی گناه زندونی شد
حالا وقت رفتن دیگه هیچ گلایه نیست
برای دلتنگی هام دیگه هیچ عاشقی نیست
من میرم
همه بدونند من عاشقتم
ولی به مجنون خود از همه بریده ام
گفتمش بی تو چه باید کرد عکس رخساره ی ماهش داد
گفتمش مونس شبهایم کو تاری از زلف سیاهش داد
وقت رفتن همه را بوسید و رفت به من از دور نگاهش را داد
به همه یادگاری داد و به من انتظار سر راهش را داد
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبر از دل پر درد گل یاس نداشت!
باید اینطور مینوشت :
هر گلی هم که باشی
چه شقایق!
چه گل پیچک و یاس!
زندگی اجبار است
زندگی در گرو خاطره هاست
خاطره در گرو فاصله هاست
فاصله تلخترین خاطره هاست................
زندگی اجبار است باید زیست!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
یه روز تو اوج مستی دیدم یکی دیگرو میپرستی
خودمو زدم به اون راه که ندونی خیلی پستی
حالا من موندم و مستی
منی که عشقی ندارم تو این عالم هستی
تو که گفتی بت پرستی
جز من کسی رو نمیپرستی
پس چرا این عهد رو شکستی
اون سر سپرده میخواست من دل سپرده بودم

